بیخودی های من
من اگر مانشوم تنهایم، تو اگر مانشوی خویشتنی، چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم، خانه اش ویران باد!!!
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
همچو پاییز از بــــــرم رفتی بعد مثل بهار برگشتی
با قدومت حیات بخشیدی بر من اینک دوبار برگشتی
بیتو از باغ و از نفس هایش، بوی سرد خزان می آمد
با نگاه ات شکوفه میخندد، آیت برگ وبار برگشتی
تاک ها سبز می شود با تو،‌ ناک ها میرسند و میریزند
سیب ها رقص می کنند الآن، باغ پر از انار برگشتی
لحظه های سیاه زیستنم از وجود تو رنگ می گیرند
همچو فصلی که در بغل دارد نغزی یی بی شمار برگشتی
در تمام نقاط شهرستان حرف حرف تو هست شاید باد
کرده عطر خوش حضور ترا همه جا انتشار برگشتی
با وداع تو سوخت هستی من آمدی وعطش فزون تر شد
آتشی از کنار من رفتی جلوه ی از شرار برگشتی
دل ربودن چقدر آسان است با خودت صد هزار دل بردی
آه...! از چشم های قاتل تو باز قصد شکار برگشتی
بعد تو در محیط کوچک دل حالت اضطرار پیش آمد
داشت می کشت هی مرا هر دم، حالت اضطرار برگشتی
زند گی بی تو مرگ تدریج ست وقتی تو نیستی به پهلویم
بی تو لطفی ندارد این دنیا لطفی این روزگار برگشتی
سرد و تاریک بود دنیایم تا تو روزی شبیه یک خورشید
مثل یک انعکاس از منشور مثل یک انکسار برگشتی
با تو هرچند بی وفا هستی نازنینا قرار من بر جاست
همره ی خود قرار آوردی یا که نه بی قرار برگشتی
عمر ها بود بر سر راه ات خانه ی داشتم تک و تنها
یوسفم بعد سالهای بدِ تلخی یی انتظار برگشتی
غصه های تو آخری که نداشت درد تو درد کوچکی که نبود
داشت مرد روانی می آمد با یکایک کنار برگشتی
آمدی جان من به قربانت" خواندنش خیلی خیلی میچسپد
روز تا شام بر لبم جاریست غزل "شهریار" برگشتی
«سید»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 17 اسفند 1393


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic